ما زمستان را با سرما و سوز گدازش می شناسیم!

ما زمستان را با برف و یخ بندانش می شناسیم!

ولی زمستان داره می ره!

ولی زمستان داره تمام می شه!


زمستان با تمامی سوز و گدازش بیماریهای زمین را از بین می برد!

زمستان با برف و یخ بندانهایش آب یک سال زمین و آسمان را ذخیره می کند!

زمستان پیش ما بود، گویی در نقش دکتر!

زمستان پیش ما بود، گویی در نقش نگهبان زمین و زمان!

زمستان در این مدت حضورش از زمین و دانه هایش محافظت کرد تا آنها رشد کنند و جوانه بزنند.

تو گویی او داشت بهار را در دامنش پرورش می داد.

ما همه زیبایی و شادابی را از بهار می دانیم!

تو گویی بهار به خاطر فداکاری و از خود گذشتگیهای زمستان است که بهار شده، سر سبز و رنگین شده.

تو گویی بهار به پاس زمستان می درخشد.

تو گویی زیبایی، شکوفه، همه و همه بنام بهار است، کسی از درد زایمان مادر بهار، از نگرانی ها و فداکاریهای زمستان چیزی نمی گوید و نمی داند!

زمستان با بدی و سرمایش شناخته شد تا گزندی به طبیعت نخورد!

تحمل سختیها و رنجها با زمستان است و شادابی و طراوت و سرسبزی و لبخند به نام بهار!

زمستان آمده بود تا دردها  و بیماریهای به جا مانده از تابستان و پاییز را درمان کند!

ما آدما، زمستان نیامده، انتظار بهار را می کشیم، ولی نمی دانیم که این زمستان است که بهار را در آستینش پرورش می دهد!

و این زمستان بود که دست پر نوازش را بر روی زمین و آسمان کشید تا آنها را از هر گزندی حفظ کند و برای بهار آماده کند!

و این زمستان است که با یلدایش مادر بهار نامیده می شود!

و این بود که خود یخ زد و برف شد و ذره ذره وجودش آب شد تا بهاری دیگر متولد شود!

پس با فراق زمستان، بهاری خوش و خرم داشته باشید.

پس عید همان تولد بهار است از ننه زمستان!

برای ایران عزیزمان شکوه و سربلندی و برای فرزندانش عزت و آزادی و بزرگواری آرزومندیم.

یا حق


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠ | ٩:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ساعد و امیر حسین | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.