بنام نامی خالق زیبایی ها

روستاهایی که روزی از لحاظ اقتصادی مستقل بودند.

آیا واقعاً محصولاتی که قبلاً در روستاها کاشت می شد امروزه قابل کشت نیستند.

روزی بود و روزگاری که توی روستاها همه کار می شد  و همه محصولات کاشت می شد.


زمین هایی که الان به زور کودهای شیمیایی گندم و در اندک زمین هایی جو کاشت می شود، روزگاری همه محصولات کشاورزی از قبیل گندم، جو، نخود، عدس، لوبیا، پنبه، سیر، پیاز و اکثر صیفی جات و میوه جات و در بعضی جاها برنج هم کاشت می شد، ولی حالا چی؟

و زنان خانه دار انواع بافتنی ها از قبیل جاجیم و گلیم و پلاز و فرش و لحاف و تشک و بالش مورد نیاز و حتی اضافه بر احتیاج خود جهت فروش می بافتند. که می شد با تکنولوژی های نوین و با کمی مدیریت روستاها را به قطب تولیدات صنعتی تبدیل می نمودند و مانع مهاجرت دسته جمعی روستائیان به شهرها می شدند.

زمین هایی که قبلاً در نبود تکنولوژی و علم و تنها با تجربه کشاورزان یک سال زیر کشت می رفت و یک سال شخم بی محصول و یا با کاشت صیفی جات تقویت می شد و هر چند سال یک بار هم زمین به صورت آیشم می ماند تا زمین خودش را پیدا کند و برای کشت سالهای بعد  آماده باشد.

ولی امروزه با وجود تکنولوژی و علم و به زور کودهای شیمیایی یک سال کاشت و یک سال شخم بی محصول یعنی یک سال درمیان گندم کشت می شود.

و حالا همان روستائیان بیکار و دنبال کارند.

و زمانی که هر خانواده روستایی جهت تامین معاش زندگی حداقل 20 – 10 و بعضی ها حدود 200 – 100 رأس گوسفند و بز و عده ای چندین رأس گاو داشتند و شیر، ماست، دوغ، کره، روغن زرد، کشک و . . . مورد نیاز خود و حتی اضافه بر نیاز خود را تامین می کردند و می فروختند، ولی متاسفانه در این زمان دیگر روستائیان دام و حیوانی که ندارند هیچ، بلکه حتی در خانه های تازه ساز طویله هم از ساخت و  ساز روستایی حذف شده است.

این فرهنگ شهرنشینی حاکم بر روستاها خود فاجعه ای است که روستائیان چشم براه شهر نشینان هستند تا از آنجا نان و شیر و ماست و کره و غیره به روستاها سرازیر شود و به جای طویله های روستایی سوپر مارکتها شیک در روستاها دایر شده است.

حالا تو روستاها زندگی شهر نشینی حاکم شده و اکثر روستائیان (که جوانان قدیمی و پدران و مادران و با تجربه های روستاها) عنصر برجسته و جیره خوار کمیته امداد شده اند.

شاید علت اینها سختی کارهای قدیمی بود و یا کمبود آب و غیره.

آیا نمی شد به جای شعبه کمیته امداد، دستگاه های کوچک قالی و یا یک دستگاه و یا یک تکنولوژی کوچک در روستاها شعبه داشت تا روستائیان هم تولید کننده بودند و هم خودگردان و تامین کننده و با اقتصاد مستقل از شهرها.

آن زمانی که در روستاها، نه برق بود و نه آب بهداشتی و نه گاز و نه امکانات ابتدایی، پدران و مادران ما تولید کننده انواع لبنیات و محصولات کشاورزی بودند، ولی حالا این نعمت ها به جای ایجاد تولیدی و شغل فقط رفاه و آسایش و زندگی شهری را بوجود آورده که خود می تواند برای آیندگان مضر باشد.

البته هیچ کس مخالف وجود سوپر مارکت و امکانات در روستاها نیست، بلکه این جایگزینی ناراحت کننده است که تولید کنندگان دیروز را به مصرف کنندگان صد درصدی تبدیل نموده است.

حالا توی روستاها قشر جوانی نمی ماند و اگر هم مانده، چند ماه از سال را برای کسب درآمد و گذران زندگی باید دور از خانواده و در شهرهای شمالی و یا در جنوب کشور کار کنند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ساعد و امیر حسین | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.